معين الدين نطنزى

99

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

دست منع در برابر برادر داشت و گفت : زور بر افتادگان از مروت دور است و با بزرگان دست مذلت افتاده خوارى كردن مستحسن نيست . عنان تفكر به دست تلبيس ابليس مده و اغواى شيطان هو رجيم را به لاحول دفع كرده دست از اين مظلومان بدار . بعد از آنكه هردو مدت شصت و يك روز در آن مضيق محبوس بودند به سخن محمد بيك خلاص يافتند . مباركشاه نام ، شخصى كه از متمولان تراكمه ماخان بوده ، به الهام دولت روى به حضرت هردو امير نهاد و ايشان را به خانهء خود برد . به عدد هركس دو اسپ و دستى جامه و مبلغى نقد پيش آورد و به انواع اعزاز و احترام روى به راه كرد ؛ و از ممر اين يك خدمت ، نسل بر نسل او تا امروز در اين دودمان دولت مرفه و محترم‌اند . روز دوم كه امرا از ماخان بدررفته بودند رسول امير حسين برسيد . چون ايشان را نيافت مأيوس بازگشت . امرا ديگر متوجه گرمسير قندهار شدند و تا وقتى كه بدانجا رسيدند قريب هفتصد سوار كه به طلب ايشان پراكنده گشته بودند ملتجى شدند . ملك قطب الدين سيستانى عن قريب بر تخت مملكت نشسته بود و جمعى از اقارب و عشاير سر طاعت بر خط فرمان نمىنهادند ، تا كار به جاى رسيد كه مملكت از دست او اخراج كنند . بعد از اضطرار ، صلاح خود در آن ديد كه امرا را به طلب خود به مدد طلب كنند . به مواعيد و مواثيق بسيار ، ايلچيان را به احضار ايشان فرستاد . امرا بيامدند و در سر ده روز ، متمردان را به زجر و گوشمال مطيع كرده دست تغلب ايشان را از دامن مملكت سيستان كوتاه گردانيدند . چون ملك قطب الدين ، زمام مراد به دست آورد و به وصول مقصود موثوق شد هيچ يك مواثيق كرده و مواعيد گفته به جاى نياورد و در ازاى اين نيكى خواست ايشان را بگيرد . امرا چون ما فى الضمير او واقف شدند ناخبر سوار گرديده روى به راهى [ كه ] آمده بودند نهادند . سيستانيان در چند محل تنگ سر راه بر ايشان گرفتند و مصافهاى سخت واقع شد . عاقبت خاسر و خايب بازگشتند ، اما تيرى بر دست مبارك سلطان غازى آمد و چند عصب اصلى را بگسيخت . چنانچه به تصوّر بعضى مقطوع الطمع شد . چون اقامت در اين محل متعذر بود امير حسين ، سلطان غازى [ را ] در قريه‌اى از توابع گرمسيرات بگذاشت و خود متوجه قتلان شد .